← یا امام حسن→

سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۳۰ ق.ظ

غریب کاظمین

السلام علی المعذب فی قعر السجون

یا موسی بن جعفر (علیه السلام)

دوری از شهر و دیارم عزتم را لطمه زد

این جدائی قلب پاک عترتم را لطمه زد

با دو دست بسته هم باب الحوائج بوده ام

کی غل و زنجیر فضل و رحمتم را لطمه زد

ناله ها ی ممتدم گویای این مطلب شده

بغض سینه اشتیاق صحبتم را لطمه زد

تار میبینم ز بس که این حرامی یهود

گاه و بیگاه آمد از ره صورتم را لطمه زد

صوت سیلی هم صدا شد با صدای خنده اش

هر دمی آمد سراغم خلوتم را لطمه زد

شد شکسته راه رفتن ارث مادر زادیم

ضربه ها را بی هوا زد قدرتم را لطمه زد

نام زهرا را نه تنها با طهارت او نبرد

بد دهن بود و دل با غیرتم را لطمه زد

داغ من یک سربریدن کمتر از جدم حسین

آخر کار این کفن ها غربتم را لطمه زد

پیکر من بین راه زائران کربلا

این سه روزه تا قیامت شوکتم را لطمه زد

 

 



نوشته شده توسط ← نعمتی →
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
← یا امام حسن→

اینجا صاحب خانه امام حسن مجتبی (علیه السلام) است
......................................
روز محشربنویسیدبه پیشانی ما لک لبیک حسن ؛
ذکرسربند مسلمانی ایرانی ما لک لبیک حسن
......................................
ممنونم از عطای کریمانه حسن
این رو سیاه را سگ کویش حساب کرد

مهمان به سر خوان نعیمم
همسایه سیدالکریمم
ghasem.ni@gmail.com
قاسم نعمتی

غریب کاظمین

سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۳۰ ق.ظ

السلام علی المعذب فی قعر السجون

یا موسی بن جعفر (علیه السلام)

دوری از شهر و دیارم عزتم را لطمه زد

این جدائی قلب پاک عترتم را لطمه زد

با دو دست بسته هم باب الحوائج بوده ام

کی غل و زنجیر فضل و رحمتم را لطمه زد

ناله ها ی ممتدم گویای این مطلب شده

بغض سینه اشتیاق صحبتم را لطمه زد

تار میبینم ز بس که این حرامی یهود

گاه و بیگاه آمد از ره صورتم را لطمه زد

صوت سیلی هم صدا شد با صدای خنده اش

هر دمی آمد سراغم خلوتم را لطمه زد

شد شکسته راه رفتن ارث مادر زادیم

ضربه ها را بی هوا زد قدرتم را لطمه زد

نام زهرا را نه تنها با طهارت او نبرد

بد دهن بود و دل با غیرتم را لطمه زد

داغ من یک سربریدن کمتر از جدم حسین

آخر کار این کفن ها غربتم را لطمه زد

پیکر من بین راه زائران کربلا

این سه روزه تا قیامت شوکتم را لطمه زد

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۳۰
← نعمتی →

نظرات  (۹)

فکر نمی کردم اینقدر بی مرام باشی
هر روز و هر شب.در تاب و در تب.ذکر لبش شد.خلصنی یارب
خداقوت
به ما هم سربزن
یاحق
من به این خاطر به وبلاگ شما سر می زنم که اون کسی باشی که در ذهن من است.فقط بگید مال کدوم استانید
۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ محمد حسین طوغانی
احسنت ،انشاالله خداوند نمک شعرهایتان را به دریاچه ی نمک تبدل کند ولی من همچنان نتوانستم که مولودی هم پیدا کنم
۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ سید علی رکن الدین
سلام

عیداتون مبارک

با یه غزل به روزم

بفرمایید
۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ مصطفی روحی
این کاره نیستی ...
اگه شاعر بودی ...
به روز کن عزیز من !!!!
۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ عاشق امام حسن (علیه السلام)
سلام خیلی فیض بردیم
چه طوری میتونم مداحی زمینه وبلاگ شما رو دانلود کنم؟
لطفا راهنمایی کنید.
یاعلی
منتظرم
۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ مصطفی روحی میاب
یا رب خلصنا من اسارت الدنیا ...
----------------------------
بسیار عالی بود ...
صوت سیلی هم صدا شد با صدای خنده اش
-----------------------
خدایت اجر دهد ...


خیلی قشگ و زیبا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی